محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
6413
تاريخ الطبرى ( فارسي )
به ضعف افتاده بودند و زنگيان بر آنها نيرو گرفته بودند . تا پايان آن روز نبرد ميانشان پيوسته بود ، على به مسجد جامع درآمد و آن را سوخت . فتح غلام ابو شيث با جمعى از بصريان به دو رسيد كه على و يارانش از مقابل آنها عقب رفتند و جمعى از زنگيان كشته شدند . على بازگشت و در محل معروف به مقبرهء بنى شيبان اردو زد . مردم قدرتى مىجستند كه همراه وى نبرد كنند اما نيافتند . به جستجوى بريه برآمدند ، معلوم شد كه گريزان شده بود . صبحگاه روز شنبه على بن ابان سوى بصره نشد . صبحگاهان يكشنبه بشد كه كس در مقابل وى نبود و بر بصره ظفر يافت . محمد بن سمعان گويد : در آن وقت كه زنگيان وارد بصره شدند مقيم آنجا بودم . و چنان بود كه به مجلس ابراهيم بن محمد ( 484 معروف به بريه حضور مىيافتم . به روز جمعه ده روز رفته از شوال سال دويست و پنجاه و هفتم حضور يافتم . وى حضور داشت . شهاب بن علاء عنبرى نيز به نزد وى بود . شنيدم كه شهاب با وى مىگفت كه خائن ، مال به صحرا فرستاده كه مردان بدوى را با آن اجير كند ، جمعى انبوه سوار فراهم آورده و مىخواهد با آنها و پيادگان خويش وارد بصره شود . گويد : در آن وقت از سپاه سلطان بجز پنجاه و چند سوار در بصره نبود . بريه گفت : « بدويان با من بدى نمىكنند » كه بريه ميان بدويان مطاع و محبوب بود . ابن سمعان گويد : وقتى از مجلس بريه برفتم ، احمد بن ايوب دبير را ديدم و شنيدم كه به نقل از هارون بن عبد الرحيم شيعى كه آن وقت عامل بريد بصره بود ، مىگفت كه به نزد وى به صحت پيوسته كه خائن سه روز رفته از شعبان با نه كس نماز جمعه كرده . گويد : سران مردم بصره و قدرت مقيم آن در غفلت از خبر خائن چنان بودند